رازهای شکست یا موفقیت در بیمه کالا: چگونه با کولهپشتی بیمهای از زیان نجات پیدا کنیم؟
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
یکی از تلخیهای حرفه من ملاقات با بازرگانانی است که در آستانه ورشکستگی قرار گرفته و یا زیان تکان دهنده ای را تجربه می کنند. کسانی که بعد از سالها ریختن مبلغ قابل توجهی حق بیمه در جیب شرکت بیمه، اکنون آنها ماندهاند و کالایی که از بین رفته و بیمهنامهای که به قول حکیمی، کاغذ پارهای بیش نیست. به دفتر کارم میآید و با بغضی در گلو و هیجان زده و صدای بلند، مدارک را بالا پایین میکند و شروع به توضیحات و توجیهات در اثبات حقانیت خود و رد نظر شرکت بیمه. و با چشمان منتظر، امید آن دارد که به او بگویم همه حق با اوست و اگر مخالفت کنم صدایش را بالاتر می برد. گو این که گشایش کار، در گرو تایید من است. ولی شوربختانه در 90 درصد اوقات حق با شرکت بیمه است.
من اکنون نمی توانم در قالب کلمات، عمق درد و دریغ مالباختگان را با شما به اشتراک بگذارم اما آنچه شرط بلاغ است به تو میگویم. حکایت پیشینیان را با شما خواهم گفت و آرزو می کنم به قول شیخ اجل، با پند از آنها نیکبختی پیشه کنید تا اینکه عبرت پسینیان باشید.
در حرفه بیمهگری، تا زمانی که خسارت در یک بیمه نامه اتفاق نیفتاده است هیچ مشکلی بوجود نخواهد آمد. شرکت بیمه خشنود، حق بیمه را وصول کرده، نماینده خوشحال و خندان کارمزدش را دریافت نموده و بیمهگزار هم شکر ایزد به جا آورده از این که کالایش صحیح و سالم به مقصد رسیده و بخشی از ماراتن کسب و کار در ایران را پشت سر گذاشته است. اما زمانی این وضعیت تغییر میکند که حادثهای اتفاق میافتد و ادعای خسارت روی میز شرکت بیمه قرار میگیرد. در اینجا دیگر توقع همان اخلاق و رفتار و ادبیات را از شرکت بیمه نداشته باشید. اکنون موعد درو فرا رسیده از آنچه خود کشته اید و اینجا دقیقا همان جایی است که عیار بیمه نامه و اعتبار شرکت بیمه مشخص میشود. گو اینکه بیمه نامه تا پیش از حادثه، یک برگ کاغذ سفید بوده و حالا بعد از خسارت، کلمات مرئی و جملات پدیدار میشوند و بار معنایی پیدا میکنند.
اقداماتی که شما، پس از این، یعنی در پی وقوع یک حادثه برای تکمیل مدارک انجام میدهید و وظایف و تعهداتی که تا آن هنگام یعنی از زمان صدور بیمه نامه تا زمان وقوع خسارت و پس از این به عهده شما بوده و هست؛ چه انجام داده و یا نداده باشید و مهم تر از همه بیمه نامه ای که در دست دارید همگی مواد لازم برای آشی است که بیمه گر برای شما خواهد پخت. چه طعم آن را دوست داشته یا نداشته باشید.
آیا خرید بیمه نامه باعث زیان میشود؟
اجازه بدهید بقیه ماجرا را با یک فرضیه ادامه بدهیم و بعدتر، صحت و سقم آن را بررسی کنیم:
بازرگانانی که برای کالای خود بیمهنامه میخرند بیشتر از کسانی که بیمه نامه ندارند، متضرر می شوند!!!
شاید این جمله کمی غیر واقعی، مضحک یا اغراق آمیز و اصلا نادرست به نظر برسد؛ اما با استدلال به شما خواهم گفت که فرضیه ما پر بیراه نیست.
اول این که به جهت الزامات گمرکی و یا اعتبار اسنادی و یا ثبت سفارش و تشریفاتی از این قبیل تقریبا تمام بازرگانان ناگزیر به خرید بیمه نامه هستند. پس با کمی اغماض میتوان ادعا نمود تقریبا تمام وارد کننده و یا صادرکنندهها اجبارا توفیق خرید بیمه نامه از شرکتهای بیمه ایرانی را دارند. پس چرا سالانه تعداد قابل توجهی بازرگان با وجود داشتن بیمه نامه، در اثر یک حادثه، یا زیان هنگفتی متحمل و یا اینکه کلا ورشکسته می شوند؟؟!!چرا؟؟
به کار بردن “تعداد قابل توجه“ در جمله بالا خیلی، حق مطلب را ادا نمیکند و عمق فاجعه را نشان نمیدهد. برای لمس بهتر بیایید با هم سری بزنیم به آخرین گزارش آماری که اتفاقا بیمه مرکزی ایران آن را تهیه میکند و در سایت بیمه مرکزی ایران قابل دسترسی و مشاهده است:
طبق این گزارش همه شرکتهای بیمه روی هم در سال 1400 دویست و سی میلیارد تومان خسارت به 750 بازرگان پرداختهاند. طبق همین آمار، ضریب خسارت در این رشته 29 درصد است، یعنی صنعت بیمه از هر صد تومان حق بیمهای که دریافت کرده 29 تومان خسارت پرداخته است. صرف نظر از اینکه چه درصدی از خسارت هر بازرگان جبران شده است بحث را پی میگیریم چون هم موضوع بحثمان نیست و هم نمیخواهم اوقاتتان را تلخ کنم…
صنعت بیمه در ایران زیرکانه یک آمار مهم را در این گزارش فاش نکرده است.
تعداد کسانی که ادعای خسارت داشته ولی به سینه شان دست رد زده شده و از جبران خسارتشان اجتناب شده است.
بیمه گران به خسارتهایی که اعلام شده ولی پرداخت نشدهاند خسارت معوق میگویند. چنانکه مشاهده میکنید مبلغ خسارت معوق را در گزارش آورده ولی هیچ جایی برای تعداد خسارتهای معوق در نظر نگرفتهاند که معمولا همه با بی توجهی، از آن عبور میکنند. ما میتوانیم تقریبا تعداد خسارتهای معوق را تخمین بزنیم. اگر مبلغ 1400 میلیارد تومان خسارت معوق در پایان سال مورد بررسی را تقسیم به متوسط هر خسارت در همان سال کنیم، عمق فاجعه مشخص میشود. 4600 پرونده که معلوم هم نیست مربوط به چند سال است. باورتان می شود؟
یادمان نرود تعداد خسارتهای پرداختی در همین سال فقط 750 پرونده بود.
بیشتر بخوانید: ارتقای آگاهی از فرهنگ حقوقی با افزایش آگاهی حقوقی
دلایل عدم جبران خسارت
میتوانیم بگوییم شرکتهای بیمه از زیر بار خسارت در میروند و این صفت و طبیعت همه شرکتهای بیمه به خصوص از نوع ایرانی آن است. به طور کلی آن را رد نمیکنم اما قدری غیر منصفانه است. در آماری که من بر اساس تجربیات سالیان متمادی تهیه کردهام تنها بین ده تا 15 درصد خسارتها به این دلیل که شرکت بیمه ارادهای به جبران خسارت ندارد، پرداخت نمیشوند. اکثر بیمه گزاران فکر می کنند مثلا اگر کلوز A بیمه کالا را انتخاب کنند خیالشان آسوده است و در جبران خسارت احتمالیشان شکی نیست. اما یکی از بزرگترین دلایل اختلاف بین شرکتهای بیمه و بیمه گزاران از همین جا ناشی میشود.
جدول زیر را نگاه کنید. آماری است از همه خسارتهایی که من به نوعی درگیر آنها بوده ام. یا داور آن بوده ام یا وکیل و یا از طرف دادگاه از من نظر کارشناسی خواسته شده است.
| دلایل عدم جبران خسارت | درصد اهمیت | |
| 1 | خطر واقع شده تحت پوشش نیست، مثلا کالا آبدیده شده ولی خطر آبدیدگی بیمه نشده است. | 17 |
| 2 | حادثه ناشی از یکی از استثنائات بیمه نامه مثل جنگ بوده است. | 5 |
| 3 | بر اساس ترم خرید و سایر اسناد، بیمه گزار نفع بیمه ای نداشته است. | 11 |
| 4 | یکی از موارد مندرج در ماده 8 کلوز استاندارد “شرط حمل” باعث خاتمه پوشش شده است. | 13 |
| 5 | تکالیف و تعهدات بیمه گزار پس از صدور بیمه نامه مثل پرداخت حق بیمه انجام نشده است. | 9 |
| 6 | اسناد ارائه شده با واقعیت تطابق ندارد. این اتفاق غالبا به خاطر دور زدن تحریم پیش میآید. | 12 |
| 7 | تکالیف و تعهدات پس از خسارت مثل اعلان به موقع حادثه انجام نشده است. | 16 |
| 8 | عدم اراده بیمه گران برای جبران | 10 |
| 9 | برخی موارد انجام شده توسط بیمه گزار مثل تعویض کشتی و یا حمل به دفعات مجاز نبوده است. | 5 |
| 10 | سایر موارد | 2 |
لازم است همینجا موضوعی را تاکید کنم و آن این که تمام دلایل بالا صرفا مربوط به پرداخت یا عدم پرداخت خسارت است و ارتباطی به مبلغ خسارت ندارد. به عبارت بهتر به دلایل بالاست که بیمه گران حتی یک ریال هم نمی پردازند. ولی جبران کامل خسارت طوری که بیمه گر بهانهای برای کاهش مبلغ خسارت نداشته باشد و خسارت شما را به طور کامل پرداخت کند مستلزم توجه به پارامترهای دیگری در بیمه نامه است که در این اینجا موضوع بحثمان نیست.
اما یک پرسش بزرگ
چه باید کرد که اسیر هیچ یک از دلایل بالا نشویم و مقتدرانه از شرکت بیمه بخواهیم خسارتمان را جبران کند.
شما دو راه پیش رو دارید یا اینکه به شرکت بیمه و نماینده منتخبتان اعتماد کنید و هر آنچه که در بیمهنامه برایتان در نظر گرفته شده، بپذیرید و تنها برای در امان ماندن از خسارت، دست به دعا بردارید و به بیمه نامه فوت کنید یا برنامه دقیقی که من به آن “کوله پشتی بیمه ” اطلاق میکنم و هیچ هزینهای هم برایتان ندارد برای خود تدارک ببینید.
من به تجربه آموختهام بیمه گران هنگام جذب مشتری و یا صدور بیمهنامه یک جور بی حسی و یا خواب آلودگی خاصی دارند. درست برعکس زمانی که به پرونده خسارت رسیدگی می کنند. شخصیت، تربیت و اخلاق بیمه گران، هنگام صدور بیمه نامه با زمان پرداخت خسارت فرسنگها از هم فاصله دارند. ازاین مطالب درس می گیریم که هنگام خسارت تنها تجهیزات و وسایل ما برای رفتن به این راه صعب العبورهمان کوله پشتی است که زمان صدور بیمه نامه تدارک دیده ایم. هنگام صدور بیمه نامه، بیمهگران در مقابل جملات انعطاف پذیرند ولی موقع خسارت حتی روی حروف اضافه هم هیچ گذشتی ندارند. به عبارت دیگر این کلمات و جملات در بیمه نامه هستند که وزن و اعتبار به بیمه نامه می بخشند یا برعکس.
از همه قلم فرسایی بالا یک نتیجه می گیریم :
زمان طلایی و شرط لازم برای تضمین جبران خسارت احتمالی، هنگام صدوربیمه نامه است.
اما برای تضمین جبران خسارت ، شرط بالا، لازم بود ولی کافی نیست. برای نایل آمدن به هدف، تنها تجهیزات کوله پشتی کفایت رسیدن به مقصد را ندارد و شما به یک راه بلد هم نیازمندید. کسی که به شرایط بیمه نامه کالا تسلط داشته و نقاط درگیری بین بیمه گر و بیمه گزار را کاملا بشناسد و هموست که به شما خواهد گفت از چه مسیری باید بروید.
تا حالا شاید اندکی متوجه شده باشیم چرا سالانه بخش زیادی از بازرگانان با وجود داشتن بیمه نامه، باز هم خسارتشان جبران نمی شود و از آنجا که هم خسارتشان جبران نشده، هم این که حق بیمه پرداختهاند، از کسانی که بیمه نخریده اند بیشتر زیان کرده اند.
بیشتر بخوانید: بیمهنامه حملونقل را جدی بگیرید؛ این اشتباهها را با سرمایهتان جبران نکنید
چه کاری از دست من بر میآید؟
من فروشنده بیمه نیستم ولی بر اساس تجربه طولانیم که غالبا در بطن و متن درگیریهای بین شرکت های بیمه و بیمه گزاران سپری شده برای هر مرحله از کار، پروتکل مختص همان مقطع تدارک دیدهام و بر اساس چک لیست از زمان پرکردن فرم پیشنهاد تا خرید بیمه نامه و مراحل پس از آن به ترتیب زیر، برنامه دقیقی تدوین کردهام که از این پس به آن “کوله پشتی بیمه” اطلاق می کنیم.
اول: انتخاب هوشمندانه شرکت بیمه
نخستین گام ما، انتخاب شرکت بیمه ای است که به نسبت در این رشته خدمات بهتری ارائه میدهد. انتخاب بیمه گر ممکن است در مقاطع مختلف تغییر کندکه به فاکتورهای مورد نظر ما بستگی دارد.
دوم: تکمیل دقیق و هوشیارانه فرم پیشنهاد
تکمیل فرم پیشنهاد که از نظر بسیاری از افراد حتی حرفهای اهمیت چندانی ندارد ولی حسب تجربه من، در دعواهای حقوقی نه تنها مهم بلکه حیاتی بوده است. در این بخش 12 مورد مهم وجود دارد که باید با تیز بینی و شرایط منحصر به فرد بیمه گزار، به آن پرداخته شود.
سوم: بررسی پیشنویس و نسخه نهایی بیمهنامه
مطالعه دقیق پیش نویس بیمه نامه و درخواست تغییر برخی شرایط و پس از آن مطالعه دقیق بیمه نامه اصلی و نهایی و مهر و امضا شده توسط بیمه گر. در این بخش 15 مورد مهم برای کنترل وجود دارد.
چهارم: مراقبتهای بعد از صدور بیمهنامه برای زنده نگهداشتن آن
از نظر من بیمه نامه یک طفل نورسیده است که باید برای زنده ماندن آن برخی مراقبت ها را اعمال نمود. بر خلاف تصور بسیاری از بیمه گزاران، تعهدات و وظایف مهمی وجود دارد که بعد از صدور بیمه نامه باید به آنها عمل نمود تا همچنان بیمه نامه زنده و ضامن جبران خسارتهای احتمالی باشد. در این بخش 8 مورد وجود دارد که باید برای جلوگیری از هرگونه بهانه گیری شرکت بیمه به آنها عمل نمود.
پنجم: برنامه عملیاتی در زمان بروز خسارت
برای بعد از خسارت احتمالی، برنامه و استراتژی درست و دقیق باید داشته باشیم. برای همین، بلافاصله پس از وقوع حادثه مشاور بیمه باید برای انجام تعهدات و وظایف بیمه گزار در جریان قرار گیرد. 4 مورد بسیار مهم وجود دارد که باید به دقت به آنها عمل شود.
عرایضم را با سخن حضرت سعدی آغاز کردم و با شعری از حضرتش به پایان می برم:
پند است خطاب مهتران آنگه بند چون پند دهند و نشنوی بند نهند
(باب هشتم گلستان سعدی)
با گدار به آب بزنید.
